خداحافظ ...
خداحافظ ... از اين جا كه پر از غمه خسته شدم مي خوام برم ...
قلبمو كه دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم ... موندن هرگز ... خداحافظ ...
ديگه مي رم ...
اگه يه روز درداي دنيا بريزه تو قلب من ... ستاره ها خاموش بشن تو اسمون شب من ...
من مي ميرم ...
ديگه مي رم ... خداحافظ ... ديگه رفتم ...
پايان ثانيه منم .... هر جايي يه ساعت ببينم عقربه هاشو مي شكنم ...
حتي نشد واسه يه بار ... من بديهاتو خوب كنم ...
خورشيد و كشتم تا ديگه خودم به جات غروب كنم ...
دل مي سوزه ...
ازم نخوا بيشتر از اين اسير اين قفس باشم ...
هيچي نمونده از دلم ... خاكستره تو اتيشم ...
ريزه ريزه ... دل مي سوزه ... خسته شدم ...
دلم گرفته اين روزا غم خونه كرده تو صدام ...
بارون غصه انگاري مي باره رو ترانه هام ... عاشق بودم ... خسته شدم ...
خسته شدم ... ديگه مي رم ... گريه نكن ...
دل بيا بريم ... از عشق ديگه نگير ...
درد عشقي كه كشيدين ... جز خدا به كسي نگين ...
نوشته شده توسط دلشکستگان در شنبه پانزدهم مهر 1385 و ساعت 22:12